حسن حسن زاده آملى
267
هزار و يك كلمه (فارسى)
مطلب دوم - خداوند بهطور قطع و يقين مىفرمايد كه اين دسته از مردم ايمان نخواهند آورد و شايد بعضى توهم كنند كه چون احتمال ايمان آوردن آنها به هيچ وجه داده نمىشود مجبورند در كافر شدن و بنابراين عتاب آنها روا نيست . در جواب اين توهم گوييم : متكلمين گويند : اگر احتمال فعل و ترك كارى برانسان متساوى باشد و مع ذلك آن كار را به جا آورد يا ترك كند آن عمل اختيارى است والّا اختيارى نيست ؛ و حكما گويند : اگر فعلى از روى رضا و رغبت از كسى صادر شود اختيارى است ، اگرچه احتمال ترك آن داده نشود ، مثلا مؤمن معتقد ، با التفات و اجتماع شرايط احتمال داده نمىشود نماز نخواند و سلطان مقتدر عادل وقتى راهزنى در مملكت پيدا شود با علم و التفات احتمال داده نمىشود كه در دفع او نكو شد و سعدى گفته : ملحد گرسنه در خانهء خالى و طعام * عقل باور نكند كز رمضان انديشد و خداوند اگر وعده داده محال است به وعدهء خود وفا نكند و محال است ظلم كند و محال است انبيا دروغ بگويند با اينكه تمام آنها در فعل خود مختارند ، به جهت اينكه با علم و رضا از آنها صادر مىشود ، پس فعل اختيارى دو شرط دارد : يكى آنكه فاعل عالم باشد به عملى كه از او صادر مىشود ، پس عمل شخص خواب - مثلا - اختيارى نيست . دوم آنكه راضى به فعل خود باشد و كفار اگرچه احتمال داده نمىشد كه ايمان بياورند و ليكن چون كفر از روى علم و رغبت آنها بوده عمل اختيارى آنها بوده است و صحيح است عتاب آنها ، همانطور كه صحيح است مدح مؤمن كامل به عمل نيك و ما نيز در زمان خود مىبينيم بسيارى از كفار اصلا به سخن حق گوش نمىدهند و برفرض بشنوند در آن تدبر نمىنمايند و از بغضى كه با مؤمنين دارند هر سخنى را تدبر نكرده باطل مىدانند و يقين داريم كه ايمان نمىآورند و مع ذلك در عمل خود مختارند و خودشان هم مىگويند هيچ كس ما را در اعتقاد مجبور نكرده . مطلب سيم - نصارى بر دين اسلام و قرآن ايراد مىگيرند كه بنابر دين